<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

	<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" version="2.0">

	<channel>

	<title>.</title>

	<description>. Rss Feed</description>

	<link>https://nazrokh.tatblog.ir/</link>

	<language>Fa</language>

	<generator>tatblog.ir</generator>

	<lastBuildDate>2026-03-21T09:24:11+03:30</lastBuildDate>
	<item>
		<title><![CDATA[عجول]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">اروم باش دختر<br />اونجا چی بهت دادن خوردی که وحشی شدی<br />اینجا اروم بودی خیلی <br /><br />اما بدون که من هونطور که بهت گفتم تصمیم داشتم توی رابطه مجددمون روش جدید رو پیش بگیرم<br />1. بهت سخت نگیرم<br />2. ازادت بزارم<br />3. بازخواستت نکنم<br />4. محدودت نکنم<br />5. حال خوب بهت بدم<br />6. سوپرایزت کنم<br />7. یه ارتباط ساده بینمون باشه و دوستای خوبی برای هم باشیم <br />8. هفته ای 1 بار ببینمت <br /><br />یا پریودی یا پریودت نزدیکه که اینجور به هم ریختی<br /><br />اگه واقعا میخوای کلا همه چی تمام شه سایت رو پاک کن ولی اینکارو الان نکن <br />بزار بعد از پریودت <br />الان به هم ریخته ای معلومه<br /><br />ضمنا اشتباهت همین جاست که الانی که من صبوری و پختگی و مدیریت رابطه و مدارا کردن رو یاد گرفتم میخوای بری؟<br /><br />رابطه با تو چیزایی به من یاد داد که اگر روزی قسمت شد ازدواج کنم و یا با کس دیگه ای دوست شم اونطرف خوشبخته.. نمیدونه چرا من اینقدر خوبم ولی میدونه خیلی با من راحته ( البته اگر درست رفتار کنه)<br /><br />من بای نمیگم بهت <br /><br /></span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-21T09:24:11+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[بیزنسی]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">یه بار دیگه بشین دقیق بخون<br />نگفتم بیزنس داری...&nbsp; گفتم بیزنس نداری که بخوای 2 تا خط داشته باشی..<br />خیلی از خانوما بیزنس خانگی دارن مثلا ترشی میفروشن..&nbsp; صنایع دستی میفروشن ... یه خط برای بیزنسشون دارن یه خط برای زندگیشون..&nbsp;&nbsp; زنی که خانه داره خط دوم برای چیشه؟؟؟&nbsp; میدونی و میدونم برای چیه<br />ولی خوب پذیرفتم <br /><br />همینقدر سرسری و ناپخته رفتار کردی که تهش شد این<br />حتی پیام رو هم دقیق نمیخونی فقط روی هوا جواب میدی <br /><br />ضمنا شوهرم نگو... بگو الدنگم.. به اون میگن الدنگ<br /><br />هر وقت دوس داشتی برگرد <br /><br />من بای نگفتم و نمیگم<br /><br /><br /><br /></span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-20T21:27:49+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[عصبانی]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;"><span style="font-size: 12pt;">خشکلم عجولانه تصمیم نگیر <br /><br />اروم باش دختر <br /><br />بعدا صحبت میکنیم <br /><br />فعلا از سفرت لذت ببر ..&nbsp; من همچنان دوست دارم<br /><br />نگو بخاطر اخلاقای بدت...&nbsp; بد دلی... منصفانه نیست این حرف<br />خودت به رابطه با یاشار اعتراف کردی و گفتی تهش کات شد درسته؟<br />پس بد دلی نبود .. حقیقت بود.. مگه روزی که گفتم میدونم با یاشار در ارتباطی نگفتی نه نیستم دروغه بین ما هیچی نیست .. بعد بلاکم کردی&nbsp; و 2 سال و نیم رفتی ..&nbsp; خوب حرف کی درست شد اخرش؟<br /><br />فدای سرت زندگیته و اختیارش رو داری.. نمیتونم مجبورت کنم فقط با من باشی <br /><br />اون روزکه توی ماشین گفتی برو برام اب بخر.. داشتم میرفتم به خودم گفتم چرا باید 2 تا خط داشته باشه؟&nbsp; مگه بیزینس داره؟&nbsp; بعد که برگشتم و دیدم یه قلوب اب بیشتر نخوردی .. فهمیدم چرا 2 تا خط داری..&nbsp; ایرانسل نقش خط کثیف رو برات داره..&nbsp;&nbsp; و اب بخر هم نخود سیاه بود برای فرصت یه تماس کوتاه..<br /><br />بعدش به خودم گفتم اگه میخوای تو زندگیت باشه اگه دوسش داری باید چشمت رو ببندی ( همون جور که بالین بسته) ..&nbsp; باید بپذیری که بخاطر جذابیتش تو چشم مردمه..&nbsp;&nbsp; روزانه شماره بهش میدن..&nbsp; 10 تاشو مثل ساکی میزنه تو دیوار .. بالاخره 2 تاش خوبه نگهشون میداره.. نه الزما برای سکس..&nbsp; برای یه دوستی و دیدار های تفننی...&nbsp; پس چشمت رو روی این مسایل&nbsp; ببند و فقط&nbsp; بهش محبت کن تا کم کم بقیه رو کنار بزاره مال خودت باشه ..&nbsp; <br /><br />دیدی که حتی درخواست چک کردن گوشیت رو هم ندادم <br /><br />میخواستم با اینکه مسبب اون جدایی نبودم ولی قدم پیش بزارم و ترمیمش کنم .. دوباره دلت رو به دست بیارم ..&nbsp; مرتب سوپرایزت کنم..&nbsp; بهت محبت کنم..&nbsp; و دیروز صبح خدا میدونه چند میلیون هزینه کرده بودم&nbsp; از پول زحمت کشیدم که فقط یه حال خوب بهت بدم..&nbsp; کلی تدارک دیدم...&nbsp; کلی دیزاین کردم..&nbsp; با اون همه استرس که کسی نبینم و نگه اینا چیه و برای کیه؟ <br /><br />توی پیامت نوشتی <br /></span></span>
<p>به حد کافی از تو بهم رسیده</p>
<p>تشنج</p>
<p>چالش</p>
<p>اعصاب خردی</p>
<p>بدبینی</p>
<p>تهمت</p>
<p>و ..<br /><br /><br /><br /><br /><span style="font-size: 12pt;">اوکی..&nbsp; خوب چرا خوبی ها رو ننوشتی؟&nbsp; نکنه یادت نیست؟ همه اون حال های خوب و محبت ها و فداکاری ها و هزینه ها یادت رفته؟ یادت نیست گفتی از بالین بیشتر در حقم بودی؟&nbsp; چرا بدی ها رو نمیزاری کنار و خوبی ها رو یادت بیاری ؟ </span></p>
<span style="font-size: 12pt;"><br />من بهت بای نمیگم <br /><br />رابطه با تو شاید منو توی عاشقی به جایی نرسوند ولی درسهای خیلی زیادی بهم داد<br />یاد گرفتم چشمم رو ببندم تا داشته باشم و از دست ندم<br />یاد گرفتم عجولانه بای نگم و بدونم فرصت برای بای گفتن هست پس صبور باشم زود تصمیم نگیرم<br />یاد گرفتم محبت زیاد طرفو سرد میکنه و به قول نصیحت خودت که بهم توی هفته اول دوستی گفتی ...&nbsp; نباید خیلی محبت کنی و بزار دختر دنبالت بدوهه.. هنوز صدات تو گوشمه <br />یاد گرفتم تا زمانی که عیار دختر رو نسنجیدم عمر با ارزش و پول زحمت کشیده و وقت گرانبهام رو به پاش بی حساب کتاب نریزم که تهش توی دلش نگه این بیکاره هر روز دنبال منه<br />یاد گرفتم زیبا رویان بی وفایند <br /><br />تو چهارمین و&nbsp; اخرین تجربه زندگی منی .. موندی قدمت رو چشم و نموندی هم بعد از تو مثل گذشته تنها میمونم چون برام بهتره <br /><br />حرف اخرم <br />صبوری رو هم یاد گرفتم..&nbsp; پس بهت بای نمیگم ..&nbsp; چه توی زندگیم باشی چه نباشی دوست دارم ناز رخ <br />درهای قلب من به روت بازه همیشه .. هروقت دوس داشتی پیام بده نازنینم <br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /></span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-20T10:16:52+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[خسته]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">معلومه اولویتم امنیتت هست و برنامه ریزی که کردم با در نظر گرفتن تمام جنبه های امنیتت بود که هیچ مشکلی برات پیش نیاد <br /><br />پیامی که دیروز ساعت 23 دادم رو دیدم چک کرده بودی و سین شده بود همون دیشب ( گفته بودم 1 مین ببینمت)<br /><br />فدای سرت..&nbsp; از کنار خانواده بودن لذت ببر...&nbsp; بعد صحبت میکنیم گلم</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-19T22:52:40+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[ضد حال]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">به همین راحتی ول کردی رفتی؟<br />باورم نمیشه کاری که امروز کردی رو&nbsp;&nbsp;&nbsp; !!!!!<br />از دیروز برنامه ریزی کردم سوپرایزت کنم و رفتم کادو برات خریدم <br />کلی دیزاین و...<br />کلی برنامه ریزی...<br /><br />سرتو انداختی پایین رفتی؟&nbsp; <br /><br />هرچند که خیلی تلاش کردم رابطه ای که تو به خاطر هوست خراب کرده بودی و دوسال و نیم پاشوندیش&nbsp; رو دوباره ترمیم کنم ولی ظاهرا نمیخوای...<br /><br />باشه..&nbsp; راحت باش..&nbsp; <br /><br />همیشه به یادتم حتی اگه تو زندگیم نباشی <br /></span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-19T09:16:25+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[یک ساعت]]></title>
		<description><![CDATA[صبحت بخیر مهربونم<br />یک ساعت قبل از حرکت بهم بگو آماده باشم<br />خواستین بیایین پایین میس بزن]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-19T07:08:25+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[دیدار قبل از سفر]]></title>
		<description><![CDATA[خشکلم شاید لازم باشه قبل از سفر ببینمت <br />البته به شرطی که امنیتت حفظ شه<br />موقعی که پایین هستید و داره ساک ها رو میچینه و کوچولو کنارش هست به بهانه جا گذاشتن شارژر موبایل بیا بالا توی طبقتون.. من از قبل توی راه پله منتظرت میمونم در حد 1 مین فقط صورت ماهت رو نگاه کنم و ببوسمت... میدونم شاید یکی دو هفته نباشی دلم برات تنگ میشه حداقل قبلش ببینیمت <br />صبح بام هماهنگ کن.. هر وقت لازم بود فوری پیامت رو ببینم میس بزن.. به ایرانسلم میس بزن که اون نداره و نمی&zwnj;شناسه <br /><br />گلم اولویت رو بزار امنیتت بعدش چیزای دیگه <br /><br />اوضاع تا چند روز دیگه خیلی خرابتر میشه و ممکنه نت کلا قطع شه.. اگر قطع شد فقط با پیامک به ایرانسلم منو از خودت مطلع کن بدونم خوبی و سالمی کافیه<br /><br />هیچ مسافتی نمیتونه تو رو از من دور کنه چون یادت و خاطراتت توی ذهنمه]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-18T23:00:34+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[حرکت]]></title>
		<description><![CDATA[گلم فردا ساعت چند حرکت میکنید؟ چند روز میمونید اونجا؟]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-18T20:56:01+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[بی حس]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">یه حس قوی بهم میگه ته قلبت دوسم داری هنوز <br />با اینکه دلت چرک شده ...&nbsp; قلبت با منه <br /><br />این انرژی رو حس میکنم .. انرژی مثبت <br />همین که ریسک کردی گفتی وایسا<br />یعنی برام اهمیت قایل هستی <br /><br />کم کم درست میشه صبور باش نازنینم <br /><br />هر وقت فرصت داشتی متنی رو که با زحمت نوشتم دوباره بخون..&nbsp; چند بار اهسته بخون..&nbsp; تیتر وار نه..&nbsp; کلمه به کلمه <br /><br />قول؟</span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-18T19:01:00+03:30</pubDate>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[حواس]]></title>
		<description><![CDATA[<span style="font-size: 12pt;">مگه میشه گلم از من چیزی بخواد و براش انجام ندم؟<br /><br />حواسم هست روزانه چک میکنم هم از بیرون هم داخل طبقه...<br /><br />متنی که ظهر نوشتم دقیقا 55 دقیقه ازم وقت گرفت و چند بار ادیتش کردم<br /><br />دقیق خوندیش عشقم؟&nbsp; هر وقت شرایط مناسب بود برام اون چیزی که ته دل مهربونته منباب پاسخ برام بنویس </span>]]></description>
		<link><![CDATA[]]></link>
		<pubDate>2026-03-18T18:50:07+03:30</pubDate>
	</item>
</channel>
</rss>