دوشنبه ۲۵ اسفند ۰۴ ۱۵:۱۷ ۱ بازديد
نمیدونم دیدار امروز چرا اتفاق افتاد..
اصلا چرا ایستادم..
چرا اون همه کینه رو یک لحظه فراموش کردم و پام رو روی ترمز گذاشتم و پیاده شدم..
اصلا چرا سوار ماشینت شدم..
همه اینا فقط یک جواب داره.. حس درونیم بهت..
اون نگهم داشت..
اون پیادم کرد..
اون ارومم کرد اون لحظات..
از ظهر فکرم پیشته و دارم به حرفات فکر میکنم..
تک تک کلماتت رو مرور میکنم..
توی دلم حرفای زیادی هست
خیییییلی زیاد
میشه باش کتاب ها نوشت
هر روز برات مینویسم ... حرفای دلم رو.. فقط بخون.. بخون..
همین که بخونی اروم میشم.. دردای دلمه که داغونم کرده
امروز دیدیم.. دیدی شکسته شدم.. بر خلاف تو که مثل همیشه عالی و پر انرژی بودی
پر از حس های خوب بودی
2 سال و نیمه فقط غصه خوردم و شکسته شدم
شاید درد دل نوشتن ارومم کنه
بزار از خودت به خودت بگم و تو صادقانه قضاوت کن
هر چی رو که فکر میکنی عادلانست قضاوت کن و بگو
اصلا چرا ایستادم..
چرا اون همه کینه رو یک لحظه فراموش کردم و پام رو روی ترمز گذاشتم و پیاده شدم..
اصلا چرا سوار ماشینت شدم..
همه اینا فقط یک جواب داره.. حس درونیم بهت..
اون نگهم داشت..
اون پیادم کرد..
اون ارومم کرد اون لحظات..
از ظهر فکرم پیشته و دارم به حرفات فکر میکنم..
تک تک کلماتت رو مرور میکنم..
توی دلم حرفای زیادی هست
خیییییلی زیاد
میشه باش کتاب ها نوشت
هر روز برات مینویسم ... حرفای دلم رو.. فقط بخون.. بخون..
همین که بخونی اروم میشم.. دردای دلمه که داغونم کرده
امروز دیدیم.. دیدی شکسته شدم.. بر خلاف تو که مثل همیشه عالی و پر انرژی بودی
پر از حس های خوب بودی
2 سال و نیمه فقط غصه خوردم و شکسته شدم
شاید درد دل نوشتن ارومم کنه
بزار از خودت به خودت بگم و تو صادقانه قضاوت کن
هر چی رو که فکر میکنی عادلانست قضاوت کن و بگو