سه شنبه ۲۶ اسفند ۰۴ ۱۲:۵۷ ۱ بازديد
خیلی خیلی کار خوبی کردی بهم همه چیز رو با مستندات نشون دادی
دلم سبک شد.. اروم شدم.. احساس سبکی میکنم..
همیشه فکر میکردم اون لعنتی باهات... !! و این عذابم میداد.. روحم ازرده بود .. حالم بد بود
هیچ وقت هیچ احدی نباید دستش بهت بخوره .. خدا بهت رحم کرد زن من نشدی چون دنیای خیلی محدودی نصیبت میشد... هیچ کدوم از این ازادی ها رو نداشتی اون وقت
منباب وویس
میخواستم اگر روزی از بندر رفتم یا شما از ایران رفتید بعدش بهت بگم که داستان وویس ها یه حیله بود که از اون کاغذ و امضا بالین سو استفاده نکنه..
چرا بهت بگم؟ چون به حرمت خوبی هات.. فداکاری هات.. محبتتات.. نباید درباره من فکر بد میکردی .. من قدردان همه خوبی هایی که در حقم کردی... بودم ، هستم و خواهم بود
هیچ وقت فکر نکن کارهایی که برای من کردی به هدر رفته
ابدا ابدا ابدا
کسی که یه ماسک رو 4 سال نگه داشته یه ادم متفاوته.. خیلی متفاوت
دیدم اون داستان وویس بدجوری ازردت کرده مجبور شدم حقیقت رو بهت بگم که دل کوچولوت اروم شه و درباره من فکر بد نکنی
ضمنا
اون جملت اشتباست که گفتی چه اهمیتی داره درباره هم چی فکر کنیم
خیلی خیلی مهمه درباره هم چی فکر کنیم
ما رابطه ای عمیق تر از یه رابطه دوستی خیابونی و اشنایی ساده داشتیم
یادته گفتی ممنونم ازت که از بالین بیشتر در حقم بودی
پس اهمیت داره چی فکر کنیم حتی اگر با هم نباشیم
هر وقت هر موضوعی مشغولیت ذهنی یا ابهام بود برات .. یه زنگ بزن بیام با مستندات برات اثبات کنم
من ادمی هستم که حرفم از کودکی تا الان با حساب کتاب بوده و بیهوده حرف نزدم .. پس روی حرفم حساب کن
منباب اون ادکلن
بوش توی بینیمه و مستم کرده ... اون بو منو از خود بیخود میکنه .. هر وقت زدیش یاد من بیفت
منباب سفر
هرجای دنیا بری .. موفق میشی چون پر از انرژی مثبتی .. پر از شوقی... پر از احساسی .. پر از خواستنی.. امیدوارم هیچ وقت نری ... همیشه باشی.. بودنت و دیدنت از دور حس خوبیه
منباب عمل
اشتباهه... نکن این کارو.. یه فرصت بده اول مفصل درباره ساید افکتاش برات توضیح بدم اگر قانع نشدی بعدش انجام بده
اناتومیت یه جوریه که هرچی تپل تر شی جذاب تر میشی ..چون متناسب چاق میشی... ضمنا الان پر محسوب میشی نه چاق...
با این سن اصلا شکسته نشدی .. اصلا .. انگار 25 ساله هستی ... بجز دلیل فیزیولوژیک.. دلیل عمومیش اینه که غصه توی دلت جایی نداره و همیشه دنبال شادی هستی .. بر خلاف من
امروز جمله همیشگی ناخوداگاه اومد روی زبونم ... دردت ب جونم
اره.. این جمله 3 سال پیش ورد زبونم بود
شاید بخاطر اون سوپرایز ناگهانیت یهو غافلگیر شدم و گفتم
کلام اخر
به وجودت قسم... به نام مادرم قسم... وویست رو جلوی کسی پلی نکردم .. صدات رو هم ضبط نکردم
گفتم که دیگه بهم نگی نامرد
منتظرم یه روزی ازت بشنوم که بگی من اشتباه کردم و تو در حقم نامردی نکردی .. تو مردی مرد..
این ارومم میکنه
جذاب لعنتی
دلم سبک شد.. اروم شدم.. احساس سبکی میکنم..
همیشه فکر میکردم اون لعنتی باهات... !! و این عذابم میداد.. روحم ازرده بود .. حالم بد بود
هیچ وقت هیچ احدی نباید دستش بهت بخوره .. خدا بهت رحم کرد زن من نشدی چون دنیای خیلی محدودی نصیبت میشد... هیچ کدوم از این ازادی ها رو نداشتی اون وقت
منباب وویس
میخواستم اگر روزی از بندر رفتم یا شما از ایران رفتید بعدش بهت بگم که داستان وویس ها یه حیله بود که از اون کاغذ و امضا بالین سو استفاده نکنه..
چرا بهت بگم؟ چون به حرمت خوبی هات.. فداکاری هات.. محبتتات.. نباید درباره من فکر بد میکردی .. من قدردان همه خوبی هایی که در حقم کردی... بودم ، هستم و خواهم بود
هیچ وقت فکر نکن کارهایی که برای من کردی به هدر رفته
ابدا ابدا ابدا
کسی که یه ماسک رو 4 سال نگه داشته یه ادم متفاوته.. خیلی متفاوت
دیدم اون داستان وویس بدجوری ازردت کرده مجبور شدم حقیقت رو بهت بگم که دل کوچولوت اروم شه و درباره من فکر بد نکنی
ضمنا
اون جملت اشتباست که گفتی چه اهمیتی داره درباره هم چی فکر کنیم
خیلی خیلی مهمه درباره هم چی فکر کنیم
ما رابطه ای عمیق تر از یه رابطه دوستی خیابونی و اشنایی ساده داشتیم
یادته گفتی ممنونم ازت که از بالین بیشتر در حقم بودی
پس اهمیت داره چی فکر کنیم حتی اگر با هم نباشیم
هر وقت هر موضوعی مشغولیت ذهنی یا ابهام بود برات .. یه زنگ بزن بیام با مستندات برات اثبات کنم
من ادمی هستم که حرفم از کودکی تا الان با حساب کتاب بوده و بیهوده حرف نزدم .. پس روی حرفم حساب کن
منباب اون ادکلن
بوش توی بینیمه و مستم کرده ... اون بو منو از خود بیخود میکنه .. هر وقت زدیش یاد من بیفت
منباب سفر
هرجای دنیا بری .. موفق میشی چون پر از انرژی مثبتی .. پر از شوقی... پر از احساسی .. پر از خواستنی.. امیدوارم هیچ وقت نری ... همیشه باشی.. بودنت و دیدنت از دور حس خوبیه
منباب عمل
اشتباهه... نکن این کارو.. یه فرصت بده اول مفصل درباره ساید افکتاش برات توضیح بدم اگر قانع نشدی بعدش انجام بده
اناتومیت یه جوریه که هرچی تپل تر شی جذاب تر میشی ..چون متناسب چاق میشی... ضمنا الان پر محسوب میشی نه چاق...
با این سن اصلا شکسته نشدی .. اصلا .. انگار 25 ساله هستی ... بجز دلیل فیزیولوژیک.. دلیل عمومیش اینه که غصه توی دلت جایی نداره و همیشه دنبال شادی هستی .. بر خلاف من
امروز جمله همیشگی ناخوداگاه اومد روی زبونم ... دردت ب جونم
اره.. این جمله 3 سال پیش ورد زبونم بود
شاید بخاطر اون سوپرایز ناگهانیت یهو غافلگیر شدم و گفتم
کلام اخر
به وجودت قسم... به نام مادرم قسم... وویست رو جلوی کسی پلی نکردم .. صدات رو هم ضبط نکردم
گفتم که دیگه بهم نگی نامرد
منتظرم یه روزی ازت بشنوم که بگی من اشتباه کردم و تو در حقم نامردی نکردی .. تو مردی مرد..
این ارومم میکنه
جذاب لعنتی