جمع بندی

۰ بازديد
دیدار امروز خیلی خوب بود و با صحبت های روزهای قبلمون که جزییات رو کنار هم گذاشتم چند تا مورد رو به عنوان جمع بندی مینویسم با دقت و سر حوصله بخون گلم


1. من با تصور اینکه یاشار رو برای سکس میخواستی و چشمت رو روی منو رابطمونو همه خاطرات خوب و فداکاری ها و محبت ها و ابراز علاقه ها  بستی و رفتی.. روزهای خیلی بدی رو سپری کردم..  خیلی حال روحی بدی داشتم.. احساس میکردم رکب خوردم..  احساس میکردم اون جوی که بینمون بود همش فریب بود..    و دیگه نیازی به تکرار نیست ولی ببین چی کشیدم که از روزانه دهها بار قربون صدقت رفتنو و ...  رسیدم به تنفر و کینه و دشمنی 


2. دیدن من توی خیابون و درخواست توقف و...  خواست خدا بود..  چون نمیدونم اصلا چرا با اون همه کینه ای که داشتم ایستادم .. ولی شد..  توضیحاتت منطقی بود و واقعا جای ابهام نداشت و کینه ای که توی دلم بود رفت..  هر چند که ازت ناراحتم که چطور تونستی چشمت رو روی اون همه خاطرات خوب ببندی و بری ولی در نهایت چون سکس باش نداشتی دلم بات خیلی صاف شد ... خیلی خیلی...   و احساس خوبی بهت پیدا کردم .. طوری که تصمیم گرفتم رابطه رو دوباره بسازم و از دل مهربونت ناراحتی ها رو در بیارم


3. فکر میکردی من صدا ضبط کردم که برات توضیح دادم و حل شد..   هر وقتم نیاز داشتی که با مستندات بهت ثابت کنم حاضرم .. خودتم میتونی از خانم اون اقا یپرسی ببینی من وویس گذاشتم یا نه .. به وجودت قسم هیجا نذاشتم


4. درگیری اون روز جلوی اقای ... توی پارکینگ واقعا از کنترل خارج شد ولی منطقی تر بود که صدام میکردی میگفتی بیا زیرزمین ...  میومدم و بعد هرکاری میخواستی میکردی..   ولی بالا جلوی مردم شرایط از کنترل خارج شد. بازم میگم من بجز یه هول که خواستم ازم دورت کنم که شدت درگیری کم شه .. هیچ ضربه ای بهت نزدم چون میدونستم بدنت مثل پنبست و ممکنه اسیب جدی ببینه..  اگه اون روز میدونستم با یاشار برنامه نداشتی امکان نداشت حتی هولت بدم..  میگفتم بزن عشقم.. بزن..  چه بهتر که عشقم بزنه..  بخدا میگفتم.. مشتات برام عسل میشد .. لعنت به یاشار

ضمنا کار خیلی اشتباهی کردی به بالین گفتی
ببین بین منو تو هرچی باشه حل میشه
پای اون بیاد وسط داستان دار میشه
شکایت خودمو به خودم کن همیشه


5. دل مهربونت پر از ناراحتیه و بهت حق میدم ...  صبور باش.. فرصت بده جبران میکنم برات خشکلم..  هر چند که تو تجربه خیلی بیشتری از من توی زندگی مشترک و رابطه داشتی و منطق حکم میکنه تو مدیریت کنی رابطه رو و بدونی توی شرایط سخت بهترین کار چیه..  ولی چون دوست دارم بخش زیادی از تقصیرها رو گردن میگیرم که دلت اروم شه.. یادت باشه همیشه اونی که بخاطرت کوتاه میاد دوست داره و اونی که هی بهت میگه تو  کردی تو کردی تومقصری و تو تو تو .. اون بود و نبودت براش مهم نیست .. ولی برای من بودنت مهمه


6. قرار نبود کار به هیجان بکشه امروز..  نمیدونم چی شد که شد..  نباید جو میدادی چون من ارکت شدم و تا الان حس پیام دادن نداشتم.. تقریبا حدود نیم ساعت درد داشتم و ارکت بودم  ... خیلی وقته سیستمم پلمپه و دست بهش نزدم فابریک مونده با یه سلام ، سریع ارکت میشه :-))))  تو هم که جذاب و خواستنی..  خدا رحم کرد کار به جای باریک نکشید 


7. صبور باش و به رابطه مهلت بده ببین چی میشه..   تو نمیدونی ولی خدا میدونه چقدر دوست دارم..  شاید دیدار اون روز کار خدا بود که همه چی حل شه..  ای کاش فرصت شه یه روز بشینم سیر دلم نگات کنم دوباره و لبخند رو روی اون صورت زیبا دوباره ببینم .. 


8. تو ذاتا همونی که من میخوام ..  ولی سالها کنار کسی زندگی کردی که خیلی ازادت گذاشت..  چرا؟ فکر میکنم اون دنبال پیشرفت خودشه و وقت گذاشتن برای تو رو مانع این کار میدونه ..  برای همین میگه ازادش میزارم  خودش تنهایی شو یجوری پر کنه منم به رویاهامو کارم برسم پیشرفت کنم.. نیاز جنسی مم که شب براورده میکنه پس کافیمه..
ولی من فرق میکنم..خیلی ...  اولویت من همیشه تو بودی..  این 2 روز که قرار دیدار داشتیم اگر بدونی چقدر برنامه هامو تغییر دادم تا برات وقت داشته باشم میگی دیووونه ای دیووونه ..اخه چرا مرد؟؟  بیخیال میشدی
ولی برام ارزش داری پس باید در عمل ثابت کنم نه با حرف


دوستت دارم دختر ..  خیلی ارزش داری برام که دارم نازت رو اینجور میکشم .. خودتم دختر با تجربه ای هستی میفهمی اینارو

ماشین هم 2 الی 3 سال اینده یا شایدم زودتر یه چیزی خیلی خفن میخرم .. تمام برقی فول اتومات هوشمند ..  حواسم به خواستت هست

بابت اون موی زیر پوستم ممنونم..  کسی رو نداشتم درش بیاره ... فدای انگشتات

از این به بعد ممکنه منو جاهایی ببینی که انتظار نداری ...  یهویی.... و..  حواست باشه مدیریت کنی

دوستت دارم لعنتی .. 



۰ ۰

فکر

۰ بازديد
دارم بهت فکر میکنم
به خیلی دغدغه ها.. که برای تو شاید مهم نباشه..
ولی برای من ابهامو نگرانیه
میدونم درکم نمیکنی چون دنیای شلوغی داری
ولی من متاسفانه آدم بی خیالی نیستم
به جزئیات خیلی دقت میکنم
باید یکم بات درد دل کنم سبک شم
نصف شبه خوابم نمی‌بره از فکر و خیال های گذشته

۰ ۰

قرار امروز

۰ بازديد
خیلی خیلی کار خوبی کردی بهم همه چیز رو با مستندات نشون دادی

دلم سبک شد.. اروم شدم.. احساس سبکی میکنم..

همیشه فکر میکردم اون لعنتی باهات...  !! و این عذابم میداد..  روحم ازرده بود .. حالم بد بود

هیچ وقت هیچ احدی نباید دستش بهت بخوره ..  خدا بهت رحم کرد زن من نشدی چون دنیای خیلی محدودی نصیبت میشد...  هیچ کدوم از این ازادی ها رو نداشتی اون وقت



منباب وویس
میخواستم اگر روزی از بندر رفتم یا شما از ایران رفتید بعدش بهت بگم که داستان وویس ها یه حیله بود که از اون کاغذ و امضا بالین سو استفاده نکنه.. 
چرا بهت بگم؟  چون به حرمت خوبی هات.. فداکاری هات.. محبتتات.. نباید درباره من فکر بد میکردی ..  من قدردان همه  خوبی هایی که در حقم کردی... بودم ،  هستم و خواهم بود
هیچ وقت فکر نکن کارهایی که برای من کردی به هدر رفته
ابدا ابدا ابدا
کسی که یه ماسک رو 4 سال نگه داشته یه ادم متفاوته..  خیلی متفاوت


دیدم اون داستان وویس بدجوری ازردت کرده مجبور شدم حقیقت رو بهت بگم که دل کوچولوت اروم شه و درباره من فکر بد نکنی

ضمنا
اون جملت اشتباست که گفتی چه اهمیتی داره درباره هم چی فکر کنیم
خیلی خیلی مهمه درباره هم چی فکر کنیم
ما رابطه ای عمیق تر از یه رابطه دوستی خیابونی و اشنایی ساده داشتیم
یادته گفتی ممنونم ازت که از بالین بیشتر در حقم بودی
پس اهمیت داره چی فکر کنیم حتی اگر با هم نباشیم
هر وقت  هر موضوعی مشغولیت ذهنی یا ابهام بود برات .. یه زنگ بزن بیام با مستندات برات اثبات کنم 
من ادمی هستم که حرفم از کودکی تا الان با حساب کتاب بوده و بیهوده حرف نزدم .. پس روی حرفم حساب کن

منباب اون ادکلن
بوش توی بینیمه و مستم کرده ... اون بو منو از خود بیخود میکنه ..  هر وقت زدیش یاد من بیفت

منباب سفر
هرجای دنیا بری .. موفق میشی چون پر از انرژی مثبتی .. پر از شوقی... پر از احساسی ..  پر از خواستنی.. امیدوارم هیچ وقت نری ... همیشه باشی..  بودنت و دیدنت از دور حس خوبیه


منباب عمل
اشتباهه...  نکن این کارو.. یه فرصت بده اول مفصل درباره ساید افکتاش برات توضیح بدم اگر قانع نشدی بعدش انجام بده
اناتومیت یه جوریه که هرچی تپل تر شی جذاب تر میشی ..چون متناسب چاق میشی...  ضمنا الان پر محسوب میشی نه چاق... 
با این سن اصلا شکسته نشدی .. اصلا ..  انگار 25 ساله هستی ...  بجز دلیل فیزیولوژیک.. دلیل عمومیش اینه که غصه توی دلت جایی نداره و همیشه دنبال شادی هستی .. بر خلاف من


امروز جمله همیشگی ناخوداگاه اومد روی زبونم ...  دردت ب جونم
اره..  این جمله 3 سال پیش ورد زبونم بود
شاید بخاطر اون سوپرایز ناگهانیت یهو غافلگیر شدم و گفتم


کلام اخر
به وجودت قسم...  به نام مادرم قسم...  وویست رو جلوی کسی پلی نکردم .. صدات رو هم ضبط نکردم
گفتم که دیگه بهم نگی نامرد
منتظرم یه روزی ازت بشنوم که بگی من اشتباه کردم و تو در حقم نامردی نکردی .. تو مردی مرد..
این ارومم میکنه 

جذاب لعنتی


 
۰ ۰

دیدار

۰ بازديد
نمیدونم دیدار امروز چرا اتفاق افتاد.. 
اصلا چرا ایستادم..
چرا اون همه کینه رو یک لحظه فراموش کردم و پام رو روی ترمز گذاشتم  و پیاده شدم..
اصلا چرا سوار ماشینت شدم.. 
همه اینا فقط یک جواب داره..  حس درونیم بهت.. 
اون نگهم داشت..
اون پیادم کرد..
اون ارومم کرد اون لحظات..

از ظهر فکرم پیشته و دارم به حرفات فکر میکنم..
تک تک  کلماتت رو مرور میکنم..

توی دلم حرفای زیادی هست
خیییییلی زیاد
میشه باش کتاب ها نوشت
هر روز برات مینویسم ...  حرفای دلم رو.. فقط بخون..  بخون.. 
همین که بخونی اروم میشم..  دردای دلمه که داغونم کرده

امروز دیدیم.. دیدی شکسته شدم.. بر خلاف تو که مثل همیشه عالی و پر انرژی بودی
پر از حس های خوب بودی

2 سال و نیمه فقط غصه خوردم و شکسته شدم
شاید درد دل نوشتن ارومم کنه
بزار از خودت به خودت بگم و تو صادقانه قضاوت کن
هر چی رو که فکر میکنی عادلانست قضاوت کن و بگو
۰ ۰